نمی دانم چرا هر وقت نامی از شهرستان بندر آستارا  می شنوم دلم می گیرد! به مظلومیتش ...نمی دانم چرا هر گاه از کنار سد هلستون و ساحل دریاچه خزر یا دریاچه متحرك استیل یا تالاب آق یا حیات وحش و مجتمع 17 هكتار صدف سیبلی  عبور می کنم بغض گلویم را می فشارد! نمی دانم چرا هر گاه به یاد روستاهای محروم شهرستان آستارا و لوندویل می افتم میافتم از جمله حاجی امیری حیران ، مشند و میه كومه و ریس حیاطی  و كوته كومه و قره سو و.... آتشی وجودم را فرا می گیرد! نمی دانم و نمی دانم و هزاران نمی دانم...

باز یاد دریا افتادم. باز می خواهم چشمانم را با اشک هایی به یاد او سیراب کنم. برای من5مرداد 1393 یک روز عادی نیست؛ روزی است که تا جان دارم از یاد نخواهم برد(روز تولد من در شهر آستارا است ). روزی است که دریا در دریا فریاد مظلومیت سر می داد و فریاد رسی نبود! دریا رفت و طوفان امواج غم ها وجود ما را فرا گرفت. کاش می شد همه چیز را گفت و نوشت! کاش می شد واژه ای را برای وصف اوج محرومیت دریا و دریاها ذکر کرد...

یکی نامش شقایق  شد و رفت! یکی نامش غزل شد و ماند!

غزلی  که چند روز بیشتر گرمای آغوش مادر را حس نکرد و قبل از اینکه بخواهد بداند مادر کیست او را برای همیشه از دست داد!

و چه کسی می تواند پاسخ این درد را بدهد که دیگر هیچگاه واژه ی مادر را از غزل نخواهیم شنید! بی شک او روزی حقیقت را می فهمد و آن روز از همه خواهد پرسید که چرا باید مادرش قربانی محرومیت شود؟!

مادری که پس از زایمان در خود شهر استارا در مرداد 1393 به دلیل خونریزی  مغزی به شهر می رساند تا شاید کسی درمانی بر درد محرومیتش بگذارد! ولی افسوس که خیلی زود این اژدهای هفت سر (محرومیت) او را از پای در آورد و برای همیشه غزل را تنها گذاشت.

شقایق در حالی به اوژانش دولتی استارا رسید كه سكته خفیف بعلت مسایل زایمان پیش آمده بود... دكتر خانم..اوژانش ...كلا حتی صورت شقایق را نگاه نكرده ...آمپول میگرن نوشته بود ..هی مادر شقایق گفته بود  خانم دكتر  دخترم میگرن ندارد ...خانمك دختر در گفته بود باید بروم نها ر بخورم..فقط ندارم من دكترهستم یا تو ....ساعت شش بعداز شقایق 21 ساله بخانه آورده شد در حالی كه غزل در دستان خود شیر می داد ..رفته بود ..یعنی مغزش پر از خون شده بود... به اوزانش دوباره آوردند ... اوژانش گفت تمام كرده ...ظهر سكته خیفیف كرده بوده شما نیاوردید ..مادر شقایق داد می زد خانم دكتر... گفتم میگرن نیست...حانم دكتر ...جیم می شود ..فراری می شود...مدیر حراست بهداشت  و اوزانش می آیند اما دیر آمد..شقایق مادر غزل پرپرشد...بخاطر نبود سی تی اسكن در آستارا و بی خیالی خانم دكتر اورزانش كه می خواست ناهار بخور....

بله غم شهرمن استارا خیلی سخته است می گویند آستارا پیشانی نظام است همین پیشانی نظام یك سی تی اسكن مغز ندارد و سالانه چندین شقایق بخاطر نبود سی تی اسكن و آوردن دكتر بی خیال به اوزانش پر پر می شود..لازم به توضیح است  خانواده  شقایق  قلب و كلیه و كبد شقایق را هدیه كردند ..اما  ریس بینارستان   دكتر علوی حتی یكبار به دیدن غزل نیاورد و خرج زندگی غزل را پدر بزرگش با كارگری روز مزد می دهد آخه در‌استارا كار نیست پدر بزرگ غزل برای  در آوردن خرج غزل مجبور شده برود جنوب كار كنند ..با اینكه غزل و برادر 5 ساله اش امیر علی  بغیر از مادربزرگ  و پدر بزرگ پیر كسی را ندارد و حتی كی فامیل...بهزیستی هم مراجعه كردند ریس بهزیستی   و كمیته امداد گفتند بما ربطی ندارد ... اگر نمی توانستید نگهداری كنید غزل را به پتیم خانه می فرستادید..حالا ریس بهزیستی چیزهای دیگر گفته بود..پدر بزرگ غزل و امیر علی برای اینكه خرج این دو فرزند را بدهد  به جنوب رفته ماهیانه به مادر بزرگ پیر غرل پول می فرستد تا شیر و غذا برای  غزل و امیر علی كوچولو بخرد... بله دوستان  ..قابل توجه نماینده قدرتمند  آستارا  و مسئولان شهرستان ....غزل و امیر علی نخواستند تحت پوشش بهزیستی و كمیته امداد باشند ...لا اقل یك دستگاه سی تی اسكن  برای بیمارستان آستارا بخرید  تا سالیانه در آستارا به تعداد غزل ها اضافه نشود....بجای یك گلریزان و.. واحب است یا جمع آوری كمك برای فلان جا و....بیاید در شهر یك محل جمع آوری پول كمك های مردمی برای خرید سی اسكن برای بیمارستان آتسارا بزنیم...شاید نوبت شقایق شما باشد ..سی تی اسكن آستارا  ندارد...نمی نفهفهیدم كاراین اداره بهزیستی آستارا چیست پیرزنان بیوه بدون دندان را از مستمری اخراج می كند و كودكان یتیم 1تا 5 ساله را مستمری نمی دهد پس كارشان چیه....

اکنون غزل بچه ویرمونی  یكساله شد اما كجاست مادرش  و لحظه به لحظه به درک این واقعیت تلخ (بی مادری) نزدیک می شود!

و چه زیبا و نجیب مردمی دارد شهرم آستارا  که همیشه با غم هایشان غمگینم و با خنده هایشان می خندم...

به امید آسایش این بهترین مردم...تاسیس فرمانداری ویزه استارا و منطقه آزاد تجاری و اشتغال جوانان تحصیل كرده كه در جوانی پیر شدند  و خرید یك سی تی اسكن مغز برای بیمارستان استارا ...

قابل توجه خیرین كشور هركس خواست  برای كمك برای خرید برای سی تی اسكن  بیمارستان آستارا كمك كند با درد نیوز تماس بگیرد...